پلاک 14
دستنوشته ها ی یک خبرنگار

 قبلا مانتویی بود اما حجابش کامل بود.چند وقت پیش باهم رفته بودیم مناطق جنگی .اونجا همه اش غُر میزد که چرا ما رو نمیبرید بازار؟ این سنگ و خاک چی داره که مارو آوردید اینجا .خسته مون کردید ازبس ازاین کوه به اون کوه ازاین بیابون به اون بیابون .عجب غلطی کردیم با شما اومدیما...

دیگه این حرفاش برام عادی شده بود هروقت اینا رو میگفت فقط میتونستم یه لبخند بهش بزنم اما ازعمق وجودم میسوختم و هیچی نمیتونستم بگم .وقتی برمیگشتیم نیم ساعتی براشون حرف زدم ازاینکه هیچ مهمونی بدون دعوت نمیتونه وارد یه خونه بشه و چند روز اونجا بمونه مگراینکه کسی اونو دعوت کرده باشه ازشون خواستم برن و ببینن که کدوم شهید برای اونا دلشون تنگ شده که ازکرج بلندشون کرده تا اون سر کشور کشونده ...

تواین فکرا بودم که بهم گفت :چرا خشکتون زده ؟مگه اجنه دیدید؟




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 09 آبان 1391 توسط part14

دوازده ساعت بود تمام کوچه را یکی پس از دیگری طی میکرد.
به اکثر مغازه ها و پاساژه ها سر زده بود
شلوارش خیلی تنگ بود اما برای اینکه اندامش خوب دیده شود باید میپوشید.
مانتوی تنگ برای جذاب نشان دادن برجستگی های نیم تنه بالا خوب بود اما ..
گرما کلافه اش میکردحسابی عرق از سر و روی او جاری بود.
خدا پدر سازنده ادکلن های 200هزارتومنی فرانسه را بیامرزد ...




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 30 مهر 1391 توسط part14

یه روز خانوم یکی ازاین فامیلها اومده میگه فلانی یه تحقیق به بچه من دادن من ازش سردرنمیارم مزاحم شدم ببینم شما میتونی کمک کنی؟ منم گفتم مشکلی نیست درخدمت هستم اگه بتونم کاری بکنم دریغ نمیکنم . حرفای ما که تموم شد روکردم به دخترنازایشون میگم :چی شده گلم ؟تحقیقت چیه خانم خانوما؟باید درچه موردی باشه؟

- عموووو معلممون گفته درمورد عمه عطار تحقیق کنید..
من- درمورد چی؟!!
- عمه عطار
من که خنده م گرفته بود گفتم :
- شما که لطف دارید اما مطالعه من درحد عمه وناموس عطار نیست بخدا
بنده خدا فکرکرددارم مسخره اش میکنم .معلوم بود که ناراحت شده اما به روی خودش نیاورد مثل کسی که کارش گیرباشه وبخاطر این که کارش انجام بشه مجبور بشه کسی یا چیزی رو تحمل بکنه انگار روی میخ نشسته بود...


 




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ جمعه 21 مهر 1391 توسط part14

 

قصه ازدواج
خواهراش دوره اش کردن و گیر سه پیچ دادن که باید دیگه ازدواج کنی.یکیشون گفت: ببین جواد! امروز دست ازسرت برنمیداریم باید تکلیف مارو روشن کنی .اینقدر اینجا میشینیم تا اسم یکی رو بیاری تا ما بریم برات خواستگاری .
خواهر کوچیکه با یه لبخند رو کرد به بقیه و گفت: شاید داداش خجالت میکشه ...اینو گفت و صورتشو چرخوند به سمت جواد و ادامه داد: خب این که مشکلی نیست داداش جون (...همینطور که یه کاغذو خودکار به سمت برادرش دراز میکردگفت : اصلا بیا اسمشو بنویس تا بدونیم این دختر خوشبخت کیه ؟
جواد که تاحالا چیزی نگفته بود رد نگاهش رو از چشمای تمام خواهراش عبور داد و کاغذ وخودکار رو گرفت و چند لحظه بعد برگردوند به سمت خواهراش...
خواهرها که دیگه بی طاقت شده بودن سریع کاغذ رو گرفتن و اون خوندن ...
" مزد جهاد ،شهادت است..."
.
.
.
شادی روح شهید جواد عنایتی صلوات

 

 





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 17 مهر 1391 توسط part14

آخ که این تیپ تصاویر چقدر داغ دلمو تازه میکنه وحسرتی که توی دلم مونده ....

ساقی جبهه، سبو برلب هرمست نداند

نوبت ما که رسید میکده را بست،نداند

حال خوش بودکنار شهدا،آه دریغ

بعد یاران شهیدحال خوشی دست نداد

خداکنه این صحنه ها برای منم تکرار بشه.





نوشته شده در تاریخ جمعه 14 مهر 1391 توسط part14

 اگه ازتون سوال کنم که حاضرید بخاطر کسب یه خبر دو یا سه ساعت پیاده روی کنید چی جواب میدید؟ یا ازیه خبرنگاری سوال کنیم برای رساندن خبر ایا حاضرید روزی چند ساعت پیاده روی کنید یا نه حتی دوساعت با ماشین هرروز خودتون رو از نقطه ای به نقطه دیگه برسونید واقعا چی جواب خواهید داد؟حقیقت قضیه اینکه باور چنین کاری واقعا سخته حتی برای آقایون چه برسه به اینکه یه خانم بخواهد چنین کاری انجام بده .ولی واقعیت اینه که این اتفاق درسالهای ابتدای جنگ هرروز در بخش هایی کشور ما درحال رخ دادن بود ...




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 30 شهریور 1391 توسط part14

من کدوم حرف رو باور کنم
حرفی که فقط تو فیلم زده می شه یا حرفی که تو عمل زده میشه
حتما تبلیغات فیلم "کلاه پهلوی " رو دیدید
منظورم همون  حرفهایی
هست که خانم مریلا زارعی در مورد حجاب می زنن ،
چه حرفهای قشنگی...
و چقدر با اقتدار....
حالا من هیچی آخه تکلیف اون خانمهایی که به عنوان تماشاچی بعد از شنیدن حرفهای ایشون جوگیر میشن که حجابشونو محکم تر بگیرن ،اما وقتی میان پای اینترنت این عکسها رو ازایشون میبنن چی میشه؟!


 

 





نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 23 شهریور 1391 توسط part14
SSA


پزشک وارد اتاق بیمارستان می شود و به پرستار می گوید که بنویس به اولی کباب بده، به دومی شیر برنج، به سومی نان خالی و به چهارمی چیزی نده. حالا اگر چهارمی به سر دکتر داد و بیداد کند و یک سیلی هم به گوش او بزند که چرا به من غذا ندهند، دکتر هم می گوید: او را ببرید دارالمجانین ( دیوانه خانه) امّا اگر عاقل باشد از دکتر تشکر می کند و پول هم به او می دهد چرا که می داند فردا باید او را عمل کنند و پزشک خیر او را می خواهد.




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 16 شهریور 1391 توسط part14

تصویر زیر مربوط به شهادت اسطوره شهادت درخطه کرمان شهید حاج محمد مهدی کازرونی است .وی فرمانده عملیات لشکر ثارالله کرمان بودند که پس از شهادت پیکر مطهرشان اینچنین به آغوش خانواده بازگشت و همسر و فرزندش آنچنان که درتصویر دیده میشود بااو وداع میکنند.

این تصویر منو یاد دوست داشتنی ترین عکسم میندازه که دراون همسرشهیدی درحال بوسیدن پیشانی همسرشهیدش هست و زیر تصویر نوشته :

تورا حلاوت شهادت ...

مرا تلخی وداع......

وقوع مجدد چنین تصویری آرزوی قلبی منه

 

 

 





نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 16 شهریور 1391 توسط part14

البرز همیشه مظلوم بوده و شیعه هم کم ازاون نداشته . همیشه مظلومان قناعت پیشه میکنن و کسانی که ظلمی گاهی بخاطراینکه آب به آسیاب دشمن نریزیم گرچه حق باماست ولی مجبور به سکوت میشیم . روایتی شنیدم که میفرمود : درد(قریب به مضمون) خودتون رو باغیردرمیون نگذارید چون اگردوست باشه ناراحت میشه و اگه دشمن باشه خوشحال .

 

خب بااین حساب بود که دوبار فیلتر شدن البرز اون هم درشرایط حساس سیاسی رو تحمل کردیم و علیرغم ضربه مالی و اعتباری شدیدی که به مازد لب به اعتراض بازنکردیم تا درشرایط عادی موضوع رو پیگیری کنیم .

وقتی البرز و شیعه نیوز همزمان فیلتر شدن حس کردم جریانی بدنبال گل آلود کردن ماجراست و نمونه های اون رو دراخبار نوروزی علیه دولت و با بکار بردن البرز و شیعه نیوز بارها شاهد بودم .گاهی ممکنه خودم ما نیز دچار اشتباه بشیم و به گمان دلسوزی دم به تله این دوستی های خاله خرس گونه بدیم .

همین نگاه باعث شدتا نامه زیر رو برای دوست عزیزم جناب آقای بحرینی مدیرمسوول شیعه نیوز بنویسم تا با انتشاراون آتش شعله نکشیده این فتنه رو همین جا خاموش کنم .




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 05 شهریور 1391 توسط part14
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Blog Skin

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران