پلاک 14
دستنوشته ها ی یک خبرنگار

 خیلی دوستش داشتم اون شب تصمیم گرفتم بلاخره کاره خودمو بکنم .صبح بعد از نماز صبح دیگه خوابم نبرد. رفتم جلوی آئینه و مشغول شدم به ور انداز کردن سر و وضع ظاهریم .

 




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 فروردین 1391 توسط part14

کاروان یه ساعتی میشد که رفته بود و منو این پیرزن کنار سیطره بازرسی نشسته بودیم ببینیم چه اتفاقی میفته .یه باره دیدم یکی از روحانیونی که قبلا هم بامن اومده بوداز راه رسیدوبعد از احوال پرسی گفت :سید اینجا نشستی ؟نبینم زانوی غم بغل گرفته باشی..انگار داغم با این حرف تازه شده باشه قضیه رو بهش گفتم . اون بنده خدا خندید وگفت : این که مشکل نداره فقط من هرچی گفتم تو قبول کن بقیه اش بامن .نمیدونستم میخواهد چیکار کنه ولی چاره ای هم نداشتم برای همین گفتم : هرکار دوست داری بکن.

رفت پیش پیرزنه وبعد ازتوضیحات مفصلی گفت : مادرجان حالا که نمیشه کاری کرد یاباید برگردی هتل یا اینکه ...

اگه اجازه بدی من شمارو به هم محرم کنم ...




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 03 فروردین 1391 توسط part14

بااینکه در محق بودن من دراین ماجرا شکی وجود نداشت سراغش رفتم تا خدایی نکرده فردا پشیمونی سراغم نیاد .این کار رو چندین بار انجام دادم و به ترفند های مختلف اما سال به سال دریغ از پارسال چون هردفعه موضع این بنده خدا بدتر از قبل میشد طوری که حس کردم اون واقعا داره بهش تلقین میشه که حق بااونه و من بخاطراینکه اون محقه دارم اینکار هارو میکنم ...




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 اسفند 1390 توسط part14

نامش حسین بود و اهل دمام در شرق عربستان ،باکاروانی وارد مدینه شده بود که فقط او درمیانشان شیعه بود میگفت :اینجا نگه داشتن دین عین نگه داشتن آهن گداخته روی دست است. اقتدار شما اقتدار تمام شیعیان است و هر آنچه درایران رخ میدهد مستقیما روی دیگر شیعیان جهان نیز موثر است، هر رخدادی که موجب اقتدارشما درجهان میشود موجب کاهش فشارها روی ما در این گوشه از جهان است.




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 اسفند 1390 توسط part14

وقتی به اوگفتند: این دعا از امام اول شیعیان حضرت علی (ع) است گویا چشمانش برقی زده باشدکلام او را قطع کرده و ادامه داد27سال دارم و تاچند وقت پیش مسیحی بودم به مرور به اسلام علاقمند شدم و باوجودی که تمام اعضای خانواده ام مسیحی هستند من مسلمان شدم.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 03 اسفند 1390 توسط part14

حنانه در عرب به ناله جانگدازی گفته میشه که وقتی کسی بچه شتر رو از مادرش جدا میکنه مادرش از عمق جان سر میده جوری که با شنیدنش تحمل انسان طاق میشه .البته مسئله جالب این اسم مربوط به رابطه شتر و بچه شتر نمیشه بلکه مربوط به معرفت آدم از یک درخت یا یک دیوار خرابه است...




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ شنبه 08 بهمن 1390 توسط part14

هالیوود در سال 2002یک سریال استراتژیک را ساخت که براساس آن آمریکا برای اولین بار شاهد حضور یک فرد سیاهپوست در راس قدرت و کاخ سفید میشود(که این مسئله اتفاق افتاد) درادامه این سریال مامورین امنیتی این کشور وشخص رئیس جمهور بخاطر مشکلات داخلی درگیر یک جریان پیچیده تروریستی میشوندکه دراین میان فردی با تلاش برای ورود به واشنگتن دیسی سعی میکند عملیاتهای تروریستی گسترده ای را انجام دهد....
 




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 05 بهمن 1390 توسط part14

این که امروز از یک اتفاق ساده چگونه چند سطر اضافه بنویسیم که خط کش آقای سردبیر چند سانتیمتر بیشتر آنرا نشان دهد تا اعداد ماشین حساب روی میزش شاید یک رقم بیشتر برایمان چشمک بزند شده دغدغه هر روزمان  تا وقتی شب به خانه برمیگردیم کنار ژست ژورنالیستی خود یک نایلون که داخلش چندمیوه سردخانه ای جا خوش کرده ، دست همسرمان بدهیم تا او نیز باور کند که ماهم شغلی داریم و برای زندگی در کنارمان به فردایش امید داشته باشد.این روایت هرروزه امثال من است که بعنوان نماینده و سرپرست یک روزنامه یا خبرگزاری از دفاتر مرکزیمان مفتخر به گرفتن نام خبرنگار هم شده ایم و سی روز هر ماه را تمام فکر و ذکرمان این است که چند خط بیشتر از گرفتاریهای شهر و مردممان بنویسیم وگاهی آنقدر کوچه وکوچه های این شهر را با باغهای آسایش پایان هفته  پایتخت نشینان برای یافتن یک سوژه داغ تهرانی پسند بالا و پائین میکنیم که یادمان میرود کمی آنطرف تر مدیرانمان برای فرار از واریز 4 درصد حق بیمه حاضر نیستند به زور دادگاه و دیوان عدالت هم که شده اسم ما را بعنوان خبرنگار معرفی کنند.

 




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 05 بهمن 1390 توسط part14

مردان کاخ سفید آنقدر از او میترسند که درمیان لیست محرمانه خود نام اورا بعنوان مهمترین مانع پیشرفتهای آمریکا درجهان علنا فریاد میکشند و ازکنگره میخواهند طرح ترور حاج قاسم را رسما تصویب و ابلاغ نمایند.این عصبانیت بااین جملات ترسیم میشود که : "قاسم سلیمانی بسیار سفر میکند... تکان بخورید... تلاش کنید او را بکشید".
به اذعان تمام رسانه های غربی که از حاج قاسم نوشته اند،هرجا آمریکا پامیگذارد قبل از آنها این جای پای سردار سلیمانی است که روی خاکهای آنجا نقش بسته است .آنها خیال پردازیهای زیادی ازفرزند کویر ایران زمین کرده اند اما وقتی به تمام اسناد آنها مراجعه میکنی آنچه به آن دست پیدا میکنی فقط چند سطر از فعالیتهای او طی 30سال گذشته بهمراه 5قطعه عکس است .
 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 05 بهمن 1390 توسط part14

کار رواق تموم شده بود و دیگه همه چیز معطل سردرب یا همون ورودی بوداما طبق دستور شیخ نباید این کار رو انجام میدادم تاخودش بیاد.شب که ازکار دست کشیدم و بعد ازانجام کارهام خواب اومدسراغم توی خواب امام رضا رو دیدم که ازم پرسید:معمار چرا کار رو تموم نمیکنی؟
جواب دادم: آقا جان شیخ امر فرمودن که اینکارو نکنم .چون میخوان خودشون بالای سراین قسمت کار باشن .
آقارو به من کردو ادامه داد: معطل شیخ نشید کار رو تمومش کنید.
صبح که بلند شدم وقتی به سردرب نگاه میکردم یاد خواب دیشب می افتادم اما چهره شیخ جلوی چشمم ظاهر میشد که با صلابت خاصی به من گفته بود: دست به ورودی نمیزنی تا خودم برگردم.
پیش خودم گفتم :خب حالا باید چیکار کرد؟ این سوال بارها اون روز توی ذهنم نقش میبست و جوابی براش نداشتم تااینکه اون روز باخرده کاری های اطراف سپری شدو منم دست به معماری ورودی نزدم.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 04 بهمن 1390 توسط part14
صفحه قبل1...456789صفحه بعد
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Blog Skin

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران