پلاک 14
دستنوشته ها ی یک خبرنگار

 اگه ازتون سوال کنم که حاضرید بخاطر کسب یه خبر دو یا سه ساعت پیاده روی کنید چی جواب میدید؟ یا ازیه خبرنگاری سوال کنیم برای رساندن خبر ایا حاضرید روزی چند ساعت پیاده روی کنید یا نه حتی دوساعت با ماشین هرروز خودتون رو از نقطه ای به نقطه دیگه برسونید واقعا چی جواب خواهید داد؟حقیقت قضیه اینکه باور چنین کاری واقعا سخته حتی برای آقایون چه برسه به اینکه یه خانم بخواهد چنین کاری انجام بده .ولی واقعیت اینه که این اتفاق درسالهای ابتدای جنگ هرروز در بخش هایی کشور ما درحال رخ دادن بود ...




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 30 شهریور 1391 توسط part14

من کدوم حرف رو باور کنم
حرفی که فقط تو فیلم زده می شه یا حرفی که تو عمل زده میشه
حتما تبلیغات فیلم "کلاه پهلوی " رو دیدید
منظورم همون  حرفهایی
هست که خانم مریلا زارعی در مورد حجاب می زنن ،
چه حرفهای قشنگی...
و چقدر با اقتدار....
حالا من هیچی آخه تکلیف اون خانمهایی که به عنوان تماشاچی بعد از شنیدن حرفهای ایشون جوگیر میشن که حجابشونو محکم تر بگیرن ،اما وقتی میان پای اینترنت این عکسها رو ازایشون میبنن چی میشه؟!


 

 





نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 23 شهریور 1391 توسط part14
SSA


پزشک وارد اتاق بیمارستان می شود و به پرستار می گوید که بنویس به اولی کباب بده، به دومی شیر برنج، به سومی نان خالی و به چهارمی چیزی نده. حالا اگر چهارمی به سر دکتر داد و بیداد کند و یک سیلی هم به گوش او بزند که چرا به من غذا ندهند، دکتر هم می گوید: او را ببرید دارالمجانین ( دیوانه خانه) امّا اگر عاقل باشد از دکتر تشکر می کند و پول هم به او می دهد چرا که می داند فردا باید او را عمل کنند و پزشک خیر او را می خواهد.




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 16 شهریور 1391 توسط part14

تصویر زیر مربوط به شهادت اسطوره شهادت درخطه کرمان شهید حاج محمد مهدی کازرونی است .وی فرمانده عملیات لشکر ثارالله کرمان بودند که پس از شهادت پیکر مطهرشان اینچنین به آغوش خانواده بازگشت و همسر و فرزندش آنچنان که درتصویر دیده میشود بااو وداع میکنند.

این تصویر منو یاد دوست داشتنی ترین عکسم میندازه که دراون همسرشهیدی درحال بوسیدن پیشانی همسرشهیدش هست و زیر تصویر نوشته :

تورا حلاوت شهادت ...

مرا تلخی وداع......

وقوع مجدد چنین تصویری آرزوی قلبی منه

 

 

 





نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 16 شهریور 1391 توسط part14

البرز همیشه مظلوم بوده و شیعه هم کم ازاون نداشته . همیشه مظلومان قناعت پیشه میکنن و کسانی که ظلمی گاهی بخاطراینکه آب به آسیاب دشمن نریزیم گرچه حق باماست ولی مجبور به سکوت میشیم . روایتی شنیدم که میفرمود : درد(قریب به مضمون) خودتون رو باغیردرمیون نگذارید چون اگردوست باشه ناراحت میشه و اگه دشمن باشه خوشحال .

 

خب بااین حساب بود که دوبار فیلتر شدن البرز اون هم درشرایط حساس سیاسی رو تحمل کردیم و علیرغم ضربه مالی و اعتباری شدیدی که به مازد لب به اعتراض بازنکردیم تا درشرایط عادی موضوع رو پیگیری کنیم .

وقتی البرز و شیعه نیوز همزمان فیلتر شدن حس کردم جریانی بدنبال گل آلود کردن ماجراست و نمونه های اون رو دراخبار نوروزی علیه دولت و با بکار بردن البرز و شیعه نیوز بارها شاهد بودم .گاهی ممکنه خودم ما نیز دچار اشتباه بشیم و به گمان دلسوزی دم به تله این دوستی های خاله خرس گونه بدیم .

همین نگاه باعث شدتا نامه زیر رو برای دوست عزیزم جناب آقای بحرینی مدیرمسوول شیعه نیوز بنویسم تا با انتشاراون آتش شعله نکشیده این فتنه رو همین جا خاموش کنم .




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 05 شهریور 1391 توسط part14

 

کسانی که باسازمانهای امنیتی آمریکا کمترین آشنایی دارن میدونن که این سازمانها ازلایه های مختلفی تشکیل میشن که هرکدومشون دایره فعالیتش جدا ازیکدیگه تعریف شده و هرکسی قادر به ورود به هسته های مرکزی یا همون لایه های میانی یا مرکزی نیست .

یکی از این سازمانهای امنیتی -نظامی پنتاگون یا همون وزارت دفاع ایالات متحده است که فقط در شمایل اداری دارای 7 لایه حفاظتی هست که 3لایه ابتدایی مربوط به حفاظت فیزیکی ساختمان پنتاگون و کارمندان و مدیران این مجموعه بشمار میره و ازلایه چهارم تا هفتم وظیفه حفاظت از شخص وزیر رو به عهده دارند.اما بعدازاینکه اوباما باواسطه های دیپلماتیک اولین نامه خودش رو به رهبر فرزانه انقلاب فرستادو ایشون به این نامه بی توجهی نشون دادن....

 




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 مرداد 1391 توسط part14

همسرشهید دکتر چمران می گوید:

من همیشه دوست داشتم به مصطفی اقتدا کنم و مصطفی خیلی دوست داشت تنها نماز بخواند . 

به من گفت : 
نمازتان خراب می شود.

من نمی فهمیدم که شوخی می کند یا جدی می گوید ، ولی باز بعضی نمازهای واجب را به او اقتدا می کردم و می دیدم مصطفی بعد از هرنماز به سجده می رود، صورتش را به خاک می مالید و گریه می کرد، چه قدر طول می کشید این سجده ها! 





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 مرداد 1391 توسط part14

وضعیت مالی خوبی داشت شنیده بودم توکارساخت و سازه اما وارد دفترش تاحالا نشده بودم .وقتی اونجا رفتم همون توی دقایق اولیه متوجه شدم که حرفایی که درمورد وضعیت مالی این آقا زده میشه درسته .برای همین خیالم راحت شدچون پیشنهاد ناچیز من نمیتونست اذیتش کنه وباری هم براش محسوب نمیشد.

 

بعد ازسلام و علیک و احوالپرسی موضوع رو باهاش درمیون گذاشتم اما برخلاف انتظارم بهم گفت : راستش درسته شما برام محترمی اما من اگه قرار بود ازاین پولها خرج کنم که نمیتونستم گلیم خودمو ازآب بیرون بکشم !!

من که جا خورده بودم بهش گفتم : مگه هزینه یه دیوار کشی اونم درحد 7-8متر چقدر هزینه داره که زیربارش نمیری و راضی میشی خودت و جد وآبادت فحش بخورن؟تازه آجراشم که بعدا میتونی استفاده کنی پس نگران چی هستی ؟

 

یه نیشخندی زدوگفت: سرت توحساب و کتابه اما اینطورها هم که میگی نیست...




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 10 مرداد 1391 توسط part14

تااون زمان هیچ کس موهاش سفید نمیشدنه در سر و نه در صورت  پس گاهی اتفاق می افتاد که کسی به جمعی وارد می شد که پدری و فرزندانش در آن جمع حاضر بودند و میان پدر و فرزندان تفاوتی نبود . آن شخص تازه وارد برای اینکه بدونه باچه کسی و درچه حدی هم کلام بشه مجبور بود بپرسه: که کدام یک پدر هستید ؟ چون زمان حضرت ابراهیم علیه السّلام شد دعا نمودند و از خدا خواست تا او را نسبت به فرزندانش ممتاز گرداند.




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 08 مرداد 1391 توسط part14

کسی رو درمحل میشناختم که بخاطر اختلافی که درزندگیشون پیش اومد همسرو بچه اش رو ازدست داد یعنی درزمان زندگی بخاطر خوش بینی زیاد تمام  اموال خودشو رو بنام همسرش کرد و ازاونجا که ازقدیم میگن :محبت که ازحد فزون شد *ابله فکردیگر میکند, خانوم بلند میشه میره باترفند طلاق غیابی میگیره درصورتی که درمنزل آقا بسرمیبرد و روح آقا ازقضیه هیچ اطلاعی نداشت و یه روز برگ طلاق توسط مامور میره درخونه مادرش دلم نمیخواد کسی خودش رو جای این بنده خدا بگذاره اما وقتی این اتفاق میفته روزگار برای این بنده خدا روز به روز سیاه و سیاه تر میشه چون پشت بندش خانم که میدونه همسرش دیگه چیزی نداره درخواست مهریه رو هم میکنه و مهریه رو به اجرا میگذاره بخاطر نداشتن اموال مرد بیچاره به زندان میفته وزندانی بودنش منجر به این میشه که دادگاه رای عدم صلاحیت برای نگهداری فرزندش رو هم صادر کنه حالا اگه واقعا کسی میتونه خودش رو جای این بنده خدا تصور کنه !!




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 13 تیر 1391 توسط part14
صفحه قبل123456...9صفحه بعد
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Blog Skin

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران